سازمان و تشکیلات ایلات وعشایر بر پایه ی چند اصل قدیمی : خانواده و دودمان و طایفه و ایل استوار بوده است.
طایفه که از بهم پیوستگی چند بنیچه همخون و نژاد و مهاجرینی که در این واحد رابطه ی سببی و نسبی با افراد آن دارند به وجود می آید را دومین واحد اجتماعی سیاسی ایل می دانند.
سر پرستی هر طایفه را کد خدایی عهده دار است که او از افراد طایفه و با آنان رابطه ی خون و نژادی دارد. روال معمول انتخاب کد خدا به این صورت بوده است که مجمع ریش سفیدان به انتخاب یکی از افراد طایفه که دارای خصوصیات موردنظر می باشد مبادرت نموده و سپس وی را به خان ایل معرفی می نمودند و با تایید خان به کار مشغول می گردد. صد البته که فرد انتخابی باید مورد پسند شخص خان نیز می بود.
هر کد خدا می بایست همانند ریش سفیدان شرایط عاطفی و دلسوزی و وظیفه ی انجام خدمت به افراد زیر دست خود را داشته باشد و نیز از کارایی و سیاست و حسن تدبیر و شجاعت بر خوردار بوده و از لحاظ مردم داری مشهر باشد تا بتواند تحت چنین صفاتی طایفه ی خود را اداره نماید.
اوضاع اقتصادی کد خدا شرط اولیه ی انتخاب اوست و در صورت ضعف بنیه ی مالی ریاست وی با توجه به رفت و آمد های مهمانان ایلی و خارج از ایل و همچنین پیش آ»د هایی که از طریق پرداخت مالی جهت او پیش خواهد آمد ¸حتما باید نسبتا ثروتمند بوده باشد تا از ثروت و پول خود بتواند مقام خود را حفظ کند .
کد خدا دومین مقام ایلی و مورد احترام افراد طایفه است ¸او به تمام مسایل سیاسی و اقتصادی افراد نظارت داشته و مشکلات داخل طایفه ای و خارج از آن را فیصله می داد و با تکیه به قدرت و حمایت افراد طایفه اش در صحنه ی سیاست ایل نقش موثری را ایفا می نمود . اومی توانست مستقیما با حکومت و والی در تماس باشد ¸با خان ایل رابطه ی دوستانه و مطیعانه برقرارکند ¸و از نظر ایمکه خان و کدخدا منافع مشترکی در طایفه داشتند ¸از نفوذ همدیگر استفاده می کردند.
سازمان کار گزاران کد خدا مشابه تشکیلات خان ولی با تفاوت اندکی بوده ¸او سوار و تفنگ چین و مامور و فراش محلی داشت که انتخاب آنان علی رغم دستگاه کارگزاران خان ¸از بین اقوام و کسان نزذیک او انتخاب می شدند. کد خدا سدی در برابر ا جحافات خان( به ندرت ) و مالک و حاکم بوده ¸او از تعرض دشمنان به طایفه جلو گیری می کرد و گاهی هم فدای این سیاست می شد و دشمنان با استفاده از نفاق افکنی ¸میان او و ریش سفیدان و برادرانش ¸او را از مقام خود خلع می کردند و یا قدرت او را ضعیف می نمودند .
شخصیت کد خدا بستگی به لیاقت و مقام انسانی او داشت و در صورت داشتن صفات لازم ریاستش مستدام وگر نه از ریاست عزل و دیگری جانشین او می گردید . درآمد کد خدا جدا از عایدات شخصی ¸از طریق حقوقی که مالک و خان و رعایا( و احیانا رشوه ای که برخی کدخدایان از دلالان یا راهزنان و سارقان) می پرداختند تامین می شد.
منبع :
تاریخ و جغرافیای تاریخی ممسنی- نورمحمد مجیدی کرایی


